الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

163

الغدير ( فارسى )

- مرغان خطيب بر منبرى از گل سرخ و آس ، ساز سخن كرده به ترنم برخاسته‌اند . « 1 » مراد از مرغان خطيب ، همان فاخته و قمرى و هزاردستان و امثال آنهاست . ثعالبى گويد : گمان مىرود اول كسى كه اين استعارهء مليح را براى مرغان خوشنوا آورده ابو العلاى سروى است در همين شعرى كه مذكور افتاد . مافروخى اصفهانى نيز در اين‌باره اين شعر او را ياد مىكند : - به بوستان نمىنگرى كه چگونه مرغانش نوايى با شور و حال ، ساز كرده‌اند و گلهايش ناز مىفروشند ؟ - شكوفه‌اش مىخندد ، جويبارش دل مىبرد و شاخسارش به هم مىپيچد . - گويا بعد از باران سحرگاهى ، خوش و خندان جامه‌هاى ديبا را در برابر آفتاب پهن كرده است . « 2 » همو نقل مىكند : - گويا بلبل بوستان مست شراب ، بر سر شاخ و گل ، ترنم و هلهله آغاز كرده . - كه نسيم صبا از سير بازمانده و در اطراف شاخساران آرام و قرار گرفته است . « 3 » صاحب بن عباد ، چند بيتى دارد كه به ابو العلاى نامبرده نگاشته ، چنان كه مافروخى آن را ياد مىكند : - دوست گرامى ، ابو العلاى سروى ! بشارتت باد كه با رخش بادپا به سويت روانم . - گمان نمىرفت بدين زودى بازگرديم ، آن هم به فاصله‌اى چنين كوتاه . - با آنكه بغداد با اصرار مرا مىطلبد و اهواز به وعده‌گاهم مىخواند . - پيامم فرستاده كه بشتاب و مرا صاحب شو تا آب رفته به جو بازآيد . - گفتم : گريزى از اصفهان و ديدن دوستانم نيست ، كاش جوانى به من بازمىگشت . - در آنجا دوستان يكدلم را خواهم ديد ، بالاترين آرزويم همين است . - و از ديدار كسانى برخوردار شوم كه محضر آنان با ملك سليمان برابر است . « 4 » ابو العلاى نامبرده در نزاع شعوبيه در باب اينكه عرب برتر است يا عجم ، نسبت به

--> ( 1 ) . ثمار القلوب 354 . ( 2 ) . محاسن اصفهان 52 . ( 3 ) . همان 56 . ( 4 ) . همان 14 .